طراح سیستم فیلترینگ دروغین: سجاد زنده بودی  جک - افکار ـ یک بچه +
زمان ثبت : پنج‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1388 در ساعت 10:14 ب.ظ
نویسنده : سینا
عنوان : جک
1.ترکه زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر

بخواب….!

....................................
2.ت
رکه میره کلانتری میگه جناب سروان طوطی من گم شده… افسره میگه خوب

حالا ما چکار کنیم برات؟ ترکه میگه هیچی، فقط میخواستم بگم هر فحشی که به


آخوندا میده نظر شخصی خودشه

....................................
3.
چرخه زندگی مرد ها… در بچگی، مامان ذلیل… جوونی، دوست دختر

ذلیل…میان سالی، زن ذلیل….پیری، فرزند ذلیل… بعد از مرگ، ذلیل


مرده

....................................
4.
ترکه کارخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می

گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند


روی عمامه ها آرم نایک می زده

....................................
5.
ترکه تو کلیسا
نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه
مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من
همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز
دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! ترکه از
پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم

....................................
6.
ترکه میره تو
خواربار فروشی میگه: نیم کیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما
ترکین‌؟ میگه: از کجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. ترکه با خودش میگه: من
باید این لهجمو درست کنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره
همون جا میگه: آقا نیم کیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما ترکین؟
میگه: اِاِا... از کجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی
آخه اینجا پنج ساله که بانک شده
....................................
7.
دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی
روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟


دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!

...................................
8.
غضنفر تو کیوسک تلفن بوده، بیرون که میاد ازش می‌پرسند سالمه؟ میگه: سالمه فقط آفتابه نداره !